راز مگو

شعر، ترانه و یادداشت‌های پراکنده

خداحافظ!

خب، اول سلام!
راستش هنوز خودم هم مطمئن نیستم که چی می‌خوام بنویسم اینجا.
ولی بزودی می‌فهمم!
اما از یه چیز مطمئنم ... حالا که سلام کردم دیر یا زود می‌گم خداحافظ. مثل رفتن که با اومدن آغاز می‌شه ، یا مرگ که شروعش از لحظه تولده...
تا ببینم چی پیش میاد.
تا دیدار بعدی روزگارتون خوش.

  
نویسنده : مهران ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۱