راز مگو

شعر، ترانه و یادداشت‌های پراکنده

داوری نکنیم

سلام! من وکیل مدافع نوشی نیستم. اما به عنوان یه مرد (اگه خدا قبول کنه! )چند کلمه حرف دارم:
نمی دونم این حرف مادر ترزا رو جایی خوندین یا نه:

If you judge people, you have no time to love them

و این با انگلیسی شکسته بستۀ من یعنی: اگر شما در بارۀ مردم داوری بکنید فرصتی برای دوست داشتنشان نخواهید داشت.
اگه می خواهید دوستش داشته باشید، خب این کارو بکنید. اگه می خواهید باهاش همدلی کنید، خب اینو بهش بگین. و اگه کسی فکر می کنه که می تونه چیزی بهش یاد بده که براش کمکی باشه... بسم اله.
ولی نوشی نه به ترحم نیاز داره نه به این بحث و جدلهایی که بعضی از آقایون با اون راه انداختن. اون مجبور نیست برای گله کردن از وضعیتی که یه مرد براش به وجود آورده مواظب حرفاش باشه که مبادا به کسی از همجنسای من بر بخوره. چرا بعضی ها خیال می کنن که حق دارن در باره نوشی قضاوت کنن و حکم صادر کنن؟
چرا داوری می کنیم؟
چقدر فرصت برای هر یک از ماها هست؟ و چقدر محبت در این راه فنا می شه؟

بهتره هممون کمی بیشتر در این باره فکر کنیم...

  
نویسنده : مهران ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸۱