راز مگو

شعر، ترانه و یادداشت‌های پراکنده

کپی‌رایت و حیای گربه!

دیشب چند ساعت وقت گذاشتم که با قالب این وبلاگم کلنجار برم. حاصلش چیزیه که می‌بینین. دستم درد نکنه!
ستاره ها از طرح و رنگ قبلی راضی نبودن. حق هم داشتن!
بابا، چکار کنم؟ اینکاره نیستم خب!
به حرف بعضی از دوستان‌ هم (نوشی رو نمی‌گم ها!) که به من می‌‌‌‌‌‌گن استاد گوش نکنین. استادم کجا بود؟!!

ا ِ... قرار نبود اینجا شوخی کنم.
پس تو یادداشت بعدی می‌رم سراغ شعر.

راستی بعضی از دوستان پرسیدن که آیا این شعرها از خودمه یا نه؟
بله! اینارو خودم مرتکب می‌شم و اعتراف می‌کنم که تا حالا همدستی نداشتم ! چرا باید پای یه بیگناهو بکشم وسط؟ کار خودمه. شرمنده!

اگه چیزی تو این یادداشتها از خودم نباشه حتمآ مأخذشو ذکر می‌کنم. مطمئن باشین. این درست که در ایران کپی‌رایت وجود نداره ولی حیای گربه کجا رفته؟

روزگارتون خوش!

  
نویسنده : مهران ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸۱