راز مگو

شعر، ترانه و یادداشت‌های پراکنده

و همين كافي است

اگر يك رويا بود زندگي
مي‌شد تعبيرش كرد،
و تفسيري داشت
اگر تنها يك قصه بود،
و فراموش مي‌شد
اشك يا لبخند اگر بود…

زندگي اما ، تويي
نه تعبيري
نه تفسيري
نه اشكي كه غمگينم كند
نه لبخندي كه فراموش كنم

مي‌دانم كه هستي
و همين كافيست.

***

به گمونم این یکی واضحتر از اونه که نیازی به توضیح داشته باشه. مگه نه؟

  
نویسنده : مهران ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۱