راز مگو

شعر، ترانه و یادداشت‌های پراکنده

دلدادگان در باد


سپیده دمیده است
و شب
به پایانِ ناگزیر خود نزدیک می شود ...

من اما تاریکتر شده ام
از شنیدن آنچه با خاطره ات درآمیخته است :

Time is always on the run
We've only Just begun
...Lovers in the wind


در پایانِ هیاهو
به خستگی ام تکیه داده ام
تا همچنان برپا باشم
اما
شبی که به جای تو نشسته است
از مهتاب و نسیم تهی‌ست
و من دیگر فرسوده ام
تا مرز ِشکستن ...


شب ِستمکار .-
آرامش
تنها در شنیدن آوایی ست
که رنگ ِتماشای تو را دارد:

Life is all we have to share
You know we must take care
... Lovers in the wind

هیچ نیست.
فقط شبی
و ترانه ای:
...Lovers in the wind

  
نویسنده : مهران ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۱