راز مگو

شعر، ترانه و یادداشت‌های پراکنده

نوبت عاشقی


گفتم آهن‌دلی کنم چندی
ندهم دل به هيچ دلبندی

سعديا دور نيکنامی رفت
نوبت عاشقی‌ست یک چندی...

  
نویسنده : مهران ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۱