چشمانت قرمز باقی خواهد ماند

پشت چراغ قرمز 

چشمانت قرمز است

از خستگی و دود

از تماشای جنون‌ سنگ و سیمان 

آمیخته با تن

تنیده با استخوان و عصب

 

اما

سبز هم که بشود چراغ 

می‌دانی که چشمانت قرمز باقی خواهد ماند

پس دنده را عوض کن

و راه بیفت

 

سخت نگیر

زندگی است دیگر 

 

خیره‌ می‌مانی به در

نگران

در شبی که باز بی‌خبر از راه رسیده است

نمی‌دانی چه کنی با اشک‌هایت 

برای پنهان کردنشان دیگر جایی نداری

چه در خانه باشی چه در خیابان

عریانی 

با روحی سوراخ سوراخ

از نگاه بیهوده هزاران هرزه ناآشنا 

 

آرزو می‌کنی که ای کاش سنگ‌پشتی می‌بودی

پنهان می‌شدی

در غار امنی که بر پشت می‌بری همواره

 

 اما نیستی

پس کلید را دربیاور و در را باز کن

 

سخت نگیر

زندگی است دیگر

 

هدیه را مچاله‌ کرده‌ای 

در دستان عرق‌کرده‌ 

خفه کرده‌ای شاخه گل را

 

به دزدی گیج می‌مانی

گمشده در بازار تعطیل شهری بیگانه‌

 

نگران نیستی که لباست چروک شده

و بوی خوب نمی‌دهی 

تنها بیم آن داری که فراموش کرده باشی 

هدیه را برای چه آورده‌ای 

از کجا

برای که آورده‌ای

 

اما نگران نباش

سرانجام رویی به رویت گشوده می‌شود

با لبخندی پذیرا 

یا ترسی مبهم 

یا نفرتی آشکار 

 

تو لبخند بزن 

و دستان خالی‌ات را در هوا تکان بده

خاموش 

 

سخت نگیر

زندگی است دیگر

 

هی می‌نویسی و هی خط می‌زنی 

واژه‌ها رنگ به رنگ می‌شوند

عاشقانه‌ها به زخم زبان 

گلایه‌ها به گل و بوسه 

آرزوها به بیزاری 

خستگی‌ها به اشتیاق

 

سبد پر می‌شود از انبوه کاغذهای مچاله 

اما هنوز حرفت را نزده‌ای 

 دستت لال شده

 

مهم نیست

خاموش در گوشه‌ای بنشین 

و شرابی مزمزه کن 

قرمز 

چون چشمانت 

 

به چیزی فکر نکن 

 سخت نگیر

زندگی است دیگر

 

رو‌ به‌ روی آینه می‌ایستی 

کمتر نگاه می‌کنی و بیشتر می‌بینی

یک شیار اینجا 

یکی آنجا

مویی سیاه آنسوتر در میان انبوه رشته‌های سپید 

یک جفت چشم روشن

که همین نزدیک‌ها بود روزگاری 

در کنار لبخندی که می‌شناختی روزی

و نیست امروزها

 

آن که در آینه است

تو نیستی 

هیچ کس نیست 

 

خودش هم نیست

 

ببین و بگذر

سخت نگیر 

زندگی است دیگر...

/ 4 نظر / 7 بازدید

لایک...

WOW , i LOVE it ... & Happy new year Doc[گل]

...

مجسمـه اي با چـشمانی باز خيره به دور دست شايد شرق شايد غرب مبهوت يك شكست، مغلوب يك اتفاق مصلوب يك عشق، مفعول يك تاوان خرده هايش را باد دارد مي برد...

فروز

[ماچ] دوست اش دارم. چه سبز و خوش عطر و بوست.