به آن بهشت آزادی...

به آنجا که اندیشه رها از بیم باشد و سر، افراشته بماند؛
به آنجا که آگاهی آزاد باشد؛
به آنجا که جهان با چینه ها به هزاران قطعه تقسیم نشده باشد؛
به آنجا که واژه ها از ژرفای راستی بیرون تراود؛
به آنجا تلاشهای خستگی ناپذیر بازوان خویش را به سوی کمال بگستراند؛
به آنجا که جویبار زلال عقل راه خویش را به سوی بیابان هراسناک تعصبات مرده گم نکرده باشد؛
به آنجا که ذهن آدمی به یاری تو به گستره اندیشه و عمل رو آورد؛
به آن بهشت آزادی، ای پروردگار توانا، وطن مرا رهنمون باش!

رابین درانات تاگور(1941-1861)
گیتانجالی - سرود سی و پنجم



**************************



می اندیشیدم که سفرم در واپسین مرز توانایی ام به پایان رسیده؛ که راه ِ پیش رویم بسته است؛ که توشه ام به آخر رسیده و هنگام آن است که به ظلمتی خاموش پناه آورم...
اما دریافتم که ارادۀ تو را در من پایانی نیست. و زمانی که سخنان پیشین بر زبانم خاموشی می پذیرد، ترانه های نو از قلبم برون می تراود؛ و در آن هنگام که راه های قدیمی گم می شوند، سرزمینی تازه با شگفتی هایش در برابرم نمودار می شود.

رابین درانات تاگور(1941-1861)
گیتانجالی - سرود سی و هفتم

/ 14 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره2

سلام مثل هميشه قشنگ نوشتی:)

zeitoon

نوشته هاي جالبي بود :) تو هم اونورا بیا ! رازات خيلي هم مگو نيست :)‌خيلي هم بگوست ! پس بيشتر بگو :)

آزيتا

و صدا در جاده‌ی بی‌طرح فضا می‌رفت. از مرزی گذشته بود، در پی مرز گمشده می‌گشت. كوهی سنگين، نگاهش را بريد. صدا از خود تهی شد و به دامن كوه آويخت: پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده. و كوه از خوابی سنگين پر بود. خوابش طرحی رها شده داشت. صدا زمزمه‌ی بيگانگی را بوييد، برگشت، فضا را از خود گذر داد و در كرانه‌ی ناديدنی شب بر زمين افتاد. و من فكر می‌كنم اين صدا ما هستيم، و آن كوه .... نمی‌دانم.... نمی‌دانم.... نمی‌دانم اين سرود سی‌و هفتم تاگور بود كه اين را در من زنده كرد يا... به هر حال، بگذريم. دوست عزيز، از اين‌كه بهم سر زدی. ممنون. زن رشتی

aitak

سلام سلااااااام:(

sanam

sa;lam esme shoma ro to webloge khunamoo didam kheili khob bud va jaleb be webloge manam sar bezanid khodahafez

ليلا

سلام. از آزادی گفتن و حرفهای دل را به ترنم خواندن زيباست... هميشه سبز باشيد و سرشار از آرزو.

حوا

ممنون که اومدی اونور! منم ميدونم ولی همشونو دوس دارم! چيکار کنم! ولی شايد يه کارايی کردم!(:

elham

تکيه کن بر حضرت دوست که هر چه داريم از لطف اوست. اميدوارم به من هم سر بزنی...