من مرده‌ام انگار


من مرده‌ام، اما
خود از آن آگاه نيستم انگار


مرده‌ها نفس مي‌كشند
راه مي‌روند
و مي‌خندند.
همه راضي‌اند از مردگان.-

آري،
من بي‌شك مرده‌ام
اما
خود از آن آگاه نيستم انگار

دستي به شانه‌ام بزن …

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



دلم می خواست برای رند خلوت نشین چیزی بنویسم. به یاد اون استاد پیر در پارک... و این شعر رو از دفترم براش انتخاب کردم.

/ 1 نظر / 6 بازدید
بچه مثبت +++++

...راز مگو..!! چه حاجت صحبت نامحرم است مجلس انس.....سر پياله بپوش كه خرقه پوش آمد ...! دست حق يارت