ساده

بهار فصل تماشاست
فصل خموشی كلمات
فصل زبان نگاه …

دوست دارم تماشايت كنم
وقتی كه خاموشی


پنجره روشنت در شب می‌درخشد
ديگر هرگز گم نمی‌شوم

با قلبم آرام نجوا می‌كني
دوست دارم سكوت كنم
دوست دارم در سكوت تماشايت كنم

وقتی چشمانت حرف می‌زند خاموشم
و دوستت دارم

در بهار
در سكوت
به تماشايت می‌نشينم
و دوستت دارم.


***************


یه وبلاگ جدید و یه دوست جدید1.gif.
اونایی که شعرهای کوتاه و ناب دوست دارن یه سر به رازیگر بزنن. اگه پشیمون شدن، بیان خسارتشو از من بگیرن. خودم یه شعر سفارشی براشون می نویسم!8.gif

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammad

دستت درد نکنه!.....ما هوای شما رو خواهيم داشت!

ليلا

سلام. بهار را دوست دارم اما تماشايش تلنگر پاييز است برايم...ناله نيست اما رازيست عجيب،بهار را به هر حال آشنا می دانم...زيبا بود،ممنونم از محبت شما دوست خوب،چشم به وبلاگ دوست تازه هم سر می زنيم:) هميشه سبز باشيد و سرشار از آرزو...

مرتيا

به به در سكوت هم زيبا بود اين شعر... آقا دستتون درد نكنه... راستش من اهل ريسك نيستم.. حالا ولي اين شعرا رو ميرم بخونم بد باشه ميام همين جا!

سمن

بهار فصل زبان نگاه...چه زيبا بود.

setareh2

سلام مهران عزيزم...دلم تنگ شده بود..مرسی از کارت قشنگت..روز خوبی داشته باشی

katbalou

سلام اين شعرهای جديدی که می نويسی خيلی خوب هستن. من می فهممشون. چند تااز اون قبلی ها خيلی سخت بودند.

مژگان بانو

سلام استاد گرامی. خسته نباشيد. گويا نوشته من عصبانی تان کرد هبود. من به نظر شما احترام می گذارم هرچند ممکن است نظر ديگری داشته باشم. اما درباره شعر شما: « برای آنکه بگويی دوستت دارم/ دلی بايد به گنجايش تمامی دشنه های جهان/ باورت نمی ايد بسم ا...». حتی در شعر هم اين جمله جگر ميخواهد! زنده باشيد!

ehsan sheytoon

سلام وبلاگ خيلی جالبی داريد خوشحال ميشم به من هم سر بزنيد

فري

سلام آقا سال خوبي داشته باشي و ...من فكر كردم كه تعطيل كرده اي خدارو شكر تهديد مجهول كار خودش رو كرد. مخلصيم