شبی از شبها

شبی از شبها
یاد من
پاورچین پاورچین
از در ِ خانه برون رفت
و ندانستم کی باز آمد
و کجا بود.

آنقَدَر بو بردم
که تنش بوی دلاویز تو را با خود داشت...

شبنامه
محمد زهری

/ 14 نظر / 113 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروز

سلام. آخ که چقدر دلم سوخت که دیر به این اشعار رسیدم. اما خوبیش اینه که رسیدم.سکوتتان همواره لبریز از تماشا و یادتان آکنده از بوی مهر. عالی بود. ///دلم می‌خواست من اینها را می‌سرودم ولی حیف که هم پیرم و هم کلمات با من غریبگی می‌کنند.طبعتان پر بهار.

زيتون

سلام :) قشنگ بود :) اون سايتی هم که معرفی کردی رفتم..اونهم خوب بود ولی هوس کردم خسارت هم بگيرم :))

maryam

سلام من توی وبلاگها پرسه ميزدم به وبلاگ شما رسيدم و از خوندنش واقعا لذت بردم به سايتی هم که گفته بوديد رفتم و از اونم لذت بردم با تشکر۰ خدا حافظ

yazdi

شعر قشنگی بود

gholi

يادش به خير مشتی....جوونی رو ميگم

yassi

:)

maryam

شعر قشنگی بود لذت بردم موفق باشی

nanik

با ياد تو خوابيدم...در خواب تو را ديدم... در پنجره ام تابيد... مهتاب تو را ديدم... ناگه مژه بگشودم... بگريختی از چشمم... از درد فشاندم اشک... در اشک تو را ديدم...

مجهول

اول فکر کردم شعر از شماست اومدم فريادی بزنم که... :) ياد بگيريد استاد :))