هميشه گربه‌اي هست



هميشه گربه‌اي هست …

نخ زندگي را
هر چه مي‌بافي
صبورانه
به هيات تن‌پوشي گرم و صميمي،
هميشه گربه‌اي هست
كه مي‌غلتاند توپ نخي را
با شيطنتي نه از سر كينه
و مي‌گشايد رشته‌هاي درهم بافته را
تا آخرين تار

مبهوت و يخ‌زده برجاي مي‌ماني
در زمستانِ انكارِ عادتها و باورها


هميشه گربه‌اي هست …

**********



بعضی از دوستان ضمن ابراز لطف می پرسن که آیا شعرها از خودمه یا نه. من یه بار به این پرسش پاسخ دادم - گیرم به شوخی- و حالا بازم به احترام اونا دوباره پاسخ می دم: بله، این نوشته های خودمه و هر چیزی که در این بلاگ از خودم نباشه حتمآ مأخذشو ذکر می کنم.

راستی، حرف مأخذ شد؛ اینم بگم که اون نوشته متحرک بالای نام بلاگ همون طور که اغلب میدونین از کتاب دوزخ کمدی الهی دانته برداشته شده. گرچه بعد از چند قرن گمان می کنم که دیگه کپی رایتش باید باطل شده باشه!

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جواد

سلام آقا مهران، نوشته هات زيبا هستند .. موفق باشي.

امیر

مثل نوشته هايی که قبلا ازتون خوندم... اين هم خيلی قشنگ بود... خيلی دوست داشتم.... اون متن متحرکی هم که انتخاب کردين.... فکر ميکنم یکی از قسمتهای متن کتیبه سر در دروازه دوزخ باشه.... به نظر من که يکی از پر تاثیرترين جمله های کمدی الهی هست....

ليلا

سلام. هميشه اتفاق در کمين لحظه های ما نشسته،ترديد در پس تصميم ها و غم به قصد شادی...سخت است ادراک اين معما اما زنده ايم برای زيستن. تغييرات هم مبارک باشد،قشنگ شده... هميشه سبز باشيد و لبريز از اميد.

سحر

گربه آگاهانه و برای لذت اینکار رو می کنه، ولی عادت ها و باورها چطور؟؟

مجهول

سلام. آقا من که اومدم اون کانتر بريو نت دات کام که روی صفحه ات بود نوشت ۱۰۰۰. اينو گفتم که هم تشکر کرده باشم که لينکيدی به من. هم بگم که هر وقت وقت کردم برم با html صفحه ام ور برم حتما شما رو مي لينکم. و هم اينکه کار من خيلي درسته که ۱۰۰۰ام شدم :)

روزبه

گربه ها اينکار رو حتما به خاطر فرار از جمود و سرمای زمستون می کنن

يكتا

سلام! آشنايي با شما خود سپاسي مي طلبد چندين باره! به خانه من هم سري بزنيد! نيازي دارم كه از شما دوستان بر مي آيد! تا بعد يكتا

خان عمو

سلام.نوشته هات محشرن.همه رو خوندم.مشتری شدم مگه بیرونم کنی....در ضمن می خوام لینکت رو بذارم تو وبلاگم(البته با اجازه)اگه نخواستی بهم بگو تا بردارمش.یا حق

آسمان

سلام. گاهی وقتها احساس می کنم نخ زندگيم اونقدر به هم تابيده که ديگه از هم باز کردنش غير ممکن به نظر می رسه. حالا اين از شيطنت گربه است يا از درهمی و بی پروايی روح خودم ؛ هنوز هم نميدونم ....

سمن

آقا مهران واقعا جاتون سبز بود.اميدوارم در قرارهای بعدی ببينيمتون.