دلدادگان در باد


سپیده دمیده است
و شب
به پایانِ ناگزیر خود نزدیک می شود ...

من اما تاریکتر شده ام
از شنیدن آنچه با خاطره ات درآمیخته است :

Time is always on the run
We've only Just begun
...Lovers in the wind


در پایانِ هیاهو
به خستگی ام تکیه داده ام
تا همچنان برپا باشم
اما
شبی که به جای تو نشسته است
از مهتاب و نسیم تهی‌ست
و من دیگر فرسوده ام
تا مرز ِشکستن ...


شب ِستمکار .-
آرامش
تنها در شنیدن آوایی ست
که رنگ ِتماشای تو را دارد:

Life is all we have to share
You know we must take care
... Lovers in the wind

هیچ نیست.
فقط شبی
و ترانه ای:
...Lovers in the wind

/ 10 نظر / 9 بازدید
مژگان بانو

سلام بر شما استاد گرامی! اين روش دو زبانه نوشتن شعر عمل شجاعانه ای بود. اين شعر نوعی نوآوری محسوب می شد.

آسمان

سلام مهران جان. ميشه به من کمک کنی يه لوگو برای خودم بسازم؟؟؟ ممنون ميشم.

زيتون

سلام :) چه عجب نظر خواهيتو تونستم بيارم :) اينجا خيلي خوشگل شده !! شعرهاتم مثل هميشه زيباست بخصوص اين دو زبانه هه :) شعرهاي نادر پور و زهري هم خيلي خوب بود..راستي من نفهميدم از كدوم نوشته من خندتون گرفت ؟ من كه به اين جدي ي مي نويسم :)))))))))))

naser

سلام خوبی اقا شعرهای انتخای خوب .خوشحال ميشم به اين شعر دوستم در وبلاگم نظری بدی اوکی منتظرم باشه بیايييی هاا

خاطره

واقعا عالی بود.بخصوص که از دو زبان استفاده کردین.یکنوع نوآوری جالب بود.من که لذت بردم.

خان عمو

سلام برای عرض ادب ....وقتی شعر رو خوندم اصلا زبونم بند اومد ...خوش باشی

setareh2

مهران عزيزم سلام مثل هميشه زيباست:) ولی چرا ديگه بما سر نميزنی ،

pouya

مهران جان سلام شعرت منو يادNights in white Satinميندازه ...وقت کردیيه سر به من بزن باشه؟..............افکارت جاويدان

katbalou

ببين. شب تموم شده اما تو سياه هستي. اونی که بهت آرامش می داده ديگه وجود نداره. حالا انسان يا هر چيز ديگه. و تو حسابی انرژی مصرف کرده ای که اون شب بيرون رو تبديل به صبح کنی. من اين توانايی تفسير شعر نو رو نداشتم. توی حوزه کاری ام هم نبود. اما وبلاگ تو حسابی من رو سر ذوق مياره. تنها مشکل اينه که من خيلی منطقی با احساسات لطيف برخورد می کنم. اميدوارم شعرت رو با اين تفاسير عجيب خراب نکنم. ولی اين روش منه. بايد بفهمم لب مطلب چيه.