نوبت عاشقی


گفتم آهن‌دلی کنم چندی
ندهم دل به هيچ دلبندی

سعديا دور نيکنامی رفت
نوبت عاشقی‌ست یک چندی...

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا

سلام. خوشحالم که ياد من بوديد،نوبت عاشقی را به دم آهندلی غنيمت می دانيم... هميشه سبز باشيد و سرشار از آرزو.

فري

سلام......

مجهول

سلام. آقا اون حرف تعطيلی رو که جدی نگفتی ايشالا... خيلی خورده تو ذوقم... ناراحتم.... بابا ما دوستای کار درستمون رو نمی خوايم به اين راحتی از دست بديم.... :((

مهران

مجهول جان. هيچ چيز برای هميشه نيست. هيچ چيز...

bahar

بعد از مدتها سلام . خيلی دلم تنگ شده بود. بازم با شعرهای قشنگت روبرو شدم . عاشقی بد درديه که درمونی نداره و قشنگترین درده. کاش بشه هميشه عاشق بود يک عاشق واقعی.

katbalou

نه. اگر عاشقی نباشه اصلا زندگی به درد نمی خوره. یعنی عمر زندگی به اندازه همون زمانی است که زنده هستی. بلکه کمتر. اما عاشقی عمرت رو جاودانه می کنه. توضیحاتش زیاده البته. فکر کنم برای تو به توضیح نیازی نباشه.

me

man web log'e shoma ro kheli dost daram:P makhsosan ahangatono!!!:P inam web log'e dostame! taze kare:P vali khob bad nist:P bebinid nazare shoma cheh;):P ------------------------ http://khakegharib.persianblog.ir/ ---------------------- c u later =;:P

فري

سلام. آنقدر پيام برات ميذارم كه آخرش بياي پيشمون، چقدر هم عرض ارادت كرديم به شما و اصلاً تحويل نگرفتي. دمت گرم ديگه....... تحويل بگير داداش.

فري

سلام. مهران جان اختلاف عقيده و علاقه و ....هميشه بوده و خواهد بود . حقيقت اين است كه من هم چنان پابند غزل نيستم ،ميراث شعري پيشينيان را غزل ميدانم و.... توضيح زياد دارد. دلبستگي من به شعر معاصر و شاعران معاصر چه نو چه سپيد كم نيست. از همه اينها گذشته اين اختلاف سليقه به گمان من نمي تواند باعث اين بشود كه ما اصلاً همديگررا تحمل نكنيم . به هر حال من خوشحال ميشوم نظرات تو رو توي پيامم ببينم همين كه با جسارت گفتيد كه فاز ما جداست براي من خيلي ارزش دارد،در حالي كه پاچه خواري در وب لاگ نويسي حرف اول را ميزند. قربان مرام و معرفتت. بدرود.

پروانه

ني كه به اختيار خود مي روم از قفاي او - كان دو كمند عنبرين مي كشدم كشان كشان