گریه کنم یا نکنم

گریه کنم یا نکنم، حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو، دل بکنم یا نکنم

با این سوال بی‌‌جواب، پناه به آینه می‌برم
خیره به تصویر خودم‌، می‌پرسم از کی‌ بگذرم

یه سوی این قصه تویی،‌ یه سوی این قصه منم
بسته به هم وجود ما، تو بشکنی، من می‌شکنم

نه از تو می‌‌شه دل برید، نه با تو می‌‌شه دل سپرد
نه عاشق تو می‌‌شه موند، نه فارغ از تو می‌‌شه مرد

هجوم بن‌بست رو ببین‌، هم پشت سر، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست، من از تو می‌پرسم بگو

بن بست این عشق رو ببین‌، هم پشت سر، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست، من از تو می‌پرسم بگو

تو بال ِ بسته منی،‌ من ترس پرواز توام
برای آزادی عشق از این قفس، من چه کنم؟

 زویا زاکاریان

/ 2 نظر / 7 بازدید
آسانسور لعنتي

تو لطفا فقط بخند، گرم!