ولی سگم هست

ببین ناصر جوون، ما دو راه بیشتر نداریم: یه راه اینه که بریم به مهندس بگیم مشتری رو پیدا نکردیم...که بده سگ بخورتمون.
یه راه اینه که بریم آبادان؛ برزیل رو از نزدیک ببینیم...که بالاخره پیدامون می‌کنن دوباره می‌دن سگ بخورتمون.
جز این دو راه که راهی نیست؛ هان؟!
آها! یه راه دیگه هم هست: بهشون حمله کنیم...ولی چون اونا تعدادشون از ما بیشتره می‌گیرنمون باز و می‌دن سگه بخورتمون.
جز این سه راه که راهی نیست؛ هان؟!
آهان یه راه دیگه هم هست: دوتایی بریم پیش مهندس بگیم جناب مهندس ما منصرف شدیم...که در این صورت هم مهندس عصبانی می‌شه میده سگش بخورتمون.


چقدر راه هست!
راه زیاده ولی سگم هست!

 داوود (هومن برق نورد) به ناصر (بهنام تشکر)

دزد و پلیس

/ 3 نظر / 93 بازدید
maledetto l'ascensore

ه جووووری چکت می زنم یه جوووووووووری چکت می زنم که بری بچسبی به تاریخ جغرافیا

وحید

سلام یعنی جدی 12 ساله بلاگ رو داری!! دمت گرم خیلی دمت گرم!

نارگیله

ممنون که موجبات خنده و شادی ما رو فراهم کردی[لبخند]