در دلم چیزی هست

این روزها باز خواهند گشت آیا

یا در جنگل مه‌آلود جان گم خواهند شد 

برای همیشه

همچون آن مجموعه پیوسته روزان و شبان پرشتاب 

لبریز از خنده‌ها و اشک‌ها

زخم‌‌خوردن‌ها و برآسودن‌ها ...

 

عمر 

کبوتری است

بال‌ گشوده بر ابرهای دور 

که ارزن هیچ آرزویی 

بر بام این لحظه‌ها بازش نخواهد نشاند...

/ 2 نظر / 44 بازدید
the end

‎حال دل، حال عجیبی ست ، بدان ‎دل اگر محو کسی شد نرود از یادش ‎او فراموش کند ‎تو بخواهی که فراموش کنی ‎در دلت خاطره اش هست که هست...

آسانسور لعنتي

چي بگم من به تو آخه؟ لال ميكني منو تو برو اصلا داشتم زندگيمو ميكردما!