تا تو از راه برسی

من هنوز می‌توانم به قلبم که فرسوده است 

فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد

به قلبم فرمان می‌دهم

میوه‌های زمستانی را برای تابستان ذخیره کند

تا تو در تابستان از راه برسی

سبدهای میوه را که وصیت‌نامه من است

از زمین بی‌برکت و فرسوده برداری

از قلب بیمارم

می‌خواهم که تا آمدن تو بتپد...

احمدرضا احمدی

/ 1 نظر / 42 بازدید
...

honey you're a shipwreck... with your heart of stone... and i just cant forget you and your heart of stone