شب‌


ماه‌ هست‌
تنهايي‌ هست‌
شعر هم‌ هست‌ ...

آنچه‌ يكسر از ميان‌ برخاسته‌
منم‌!

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خان عمو

سلام./...صدایی بودم من،شکلی میان اشکال و معنایی یافتم...(شاملو)/خوش باشی

قاصدك

منتظرم نظرتونو در مورد چينی بند زن بخونم ... ممنون ميشم سرفراز باشيد

elham

بهت لينک دادم که همه از وبلاگت سود ببرند می تونی در قسمت لينکستان وبلاگ ببينيش...

فروز

اگر چه شب زیباست و پر از رمز و راز،حتی آنهایی که گفته نمی‌شوند، اما گاه سکوت سرشارش تنهایی ما را بیش از پیش نمایان می‌سازد. و در این خلوت خانه است که می‌بینی با همه آشنایی باز هم غریبی. زنده و پاینده باشید و سرشار از لطافت شعر.................؛؛ پرنده مردني است؛؛...............دلم گرفته است...دلم گرفته است...به ايوان مي‌روم و انگشتانم را....بر پوست كشيده‌ي شب مي‌كشم...چراغ‌هاي رابطه تاريكند...چراغ‌هاي رابطه تاريكند.....كسي مرا به آفتاب...معرفي نخواهد كرد...كسي مرا به ميهماني گنجشك‌ها نخواهد برد...پرواز را بخاطر بسپار...پرنده مردني‌ست..................٪ شعر از فروغ فرخزاد٪

yalda

مرسي كه سر زدي. دست مريزا با اين همه شعرهاي قشنگ. وبلاگت رو سيو كردم سر فرصت بخونم. هايكوي نذري هم روي چشم!

bahar

سلام آقا مهران عزيز . من ميخواستم شبا بيام بخونم ديدم نميشه حالا صبحا ميام ولی دلم سعی ميکنه نگيره . اقا اين شعر با اينکه کوتاهه ولی خيلی بزرگه منم که کوچيکم و نميتونم در مورد چيز به اين بزرگی نظر بدم .

ليلا

سلام. همينکه هستی و شب را با ماه و شعر روشن می کنی روياييست... هميشه سبز باشيد و سرشار از آرزو.

ali

اگر تو نبودی اونا هم نبودن

قلی

خورشيد هم تو راهه داره مياد

قاصدك

شعرهای کلاسيکتم قشنگ هستند . منم موافقم ، قبل از هر چيزی به خود شعر بايد فکر کرد نه قالبش .... سر فراز باشی.....