نشد

باید نفس بکشم توی هوای خودم

باید که سر بذارم رو شونه‌های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم


نشد نشد که بیام بازم به دیدن تو

نشد نفس بکشم نفس کشیدن تو

روزای تار منه شبای روشن تو

چقدر غریبه شدی منم منم من تو


هنوز رویای تو دنبال منه

هنوز زخمای تو رو بال منه

هنوز از خواب خوشت می‌پرم هر شب

ببین تقدیر بد بی‌خبرو ببین

توفانی چشمای ترو ببین

تو دوری و تنهاترم هر شب


باید نفس بکشم توی هوای خودم

باید که سر بذارم رو شونه‌های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم


انگار کسی فکر پریشونی من نیست

کسی تو شب بارونی من نیست

دیگه وقت پشیمونی من نیست


انگار تو قلبم غم دلخواه تو مونده

هنوز قلب من همراه تو مونده

هنوز پشت سرم آه تو مونده

انگار...


ببین تقدیر بد بی‌خبرو ببین

توفانی چشمای ترو ببین

تو دوری و تنهاترم هر شب


باید نفس بکشم توی هوای خودم

باید که سر بذارم رو شونه‌های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم


نشد نشد که بیام بازم به دیدن تو

نشد نفس بکشم نفس کشیدن تو

روزای تار منه شبای روشن تو

چقدر غریبه شدی منم منم من تو



حسین غیاثی


/ 0 نظر / 159 بازدید