نه، همیشه سرش به کار خودش بود

پسرک توی تاکسی یک شکلات از جیبش درآورد و خورد. بعد یکی دیگر و بعد باز یکی دیگر. 

مردی که کنارش نشسته بود بهش گفت: هیچ می‌دونی زیادی شکلات خوردن برات خوب نیست؟

پسر در حالی که شکلات دیگری از جیب در می آورد گفت: پدربزرگ من صد سال عمر کرد.

مرد متعجب پرسید: و این به خاطر خوردن شکلات بود؟

پسر بدون این که رو برگرداند گفت: نه، پدربزرگم همیشه سرش به کار خودش بود...

 

/ 1 نظر / 45 بازدید
...

chera inhame dir be dir miay????